خرید بک لینک

چقدر این روزا حالم مرخرفه...

اذان صبح شد و من هنوز غرق فکرم که چقدر دیگه این اوضاع ادامه داره؟!!!!

چقدر قلبم نااروم میزنه چقدر بغض و اشک و چقدررررر خشم دارم...

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: يکشنبه 18 دی 1401 ساعت: 13:39

سی و چند سالگی# یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی# یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت.زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 18:52

هزاران سال است که زن ها حامله می شوند و شکم هایشان می شود خانه موجودی دیگر.هزاران سال است که آدم های دیگر شاهد بارداری و زاییدن زنان هستند، اما هنوز هیچکس به آن عادت نکرده است.نه خود زن های حامله و نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 23:36

به خاطر تو هم شده هميشه آبي می مانم به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از اين مهربانتر خواهم شد دلم ميخواهد زودتر دستهايت را بگيرم زودتر روي دستهايم تكانت دهم بخوابی زودتر برايت با زبان كودكانه قصه بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 16:36

بساطِ دلبرانه ی مربوط به اردیبهشت حرف پهن شد ... تازه به سرآغازِ عشق رسیده ایم ... التهابِ عجیبی میانِ دلم برپاست ... یک احساسِ متفاوت ... یک بیقراریِ ناب ... ! انگار قرار است اتفاقاتِ خوبی بیُفتَد ... بادهایِ بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:23

بار الهی

مهربانیت همانند امواج دریا پی در پی، ساحل وجودم را در بر میگیرد...

و به دستِ قدرت تو، تمام تیرهای بلا شکسته میشود...

تو هر زمان با من و در کنار من بوده ایی

و من در "گهواره ی" محبتت چه آسوده آرام گرفته ام...

پس ای "خدای" مهربانم...

به ذکر نام زیبایت و مربوط به نیایش حرف لحظه هایت،

وجود زمینیَم را ملکوتی گردان...

تا آنچه تو میخواهی باشم

و از آنچه من هستم "رها" شوم، که تو...

بی نیاز و من "غرق" نیازم.

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:23

گاهی آدم میمونه باید یه چیزایی رو زود تجربه کنه یا نه؟!؟! عجولم و دوست دارم هرچیزی رو در سریعترین زمان ممکن تجربه کنم اما سفری که رفتیم تجربه ای متفاوت از تمام مسافرتهای قبلی بود و شاید این تفاوت بخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:23

چند سال بعد ، خیلی بعد ، همه ی درگیری ها و مشغله های به هم رسیدنمان تمام شده .. همه ی این سختی ها و بالا و پایین شدن های این مسیر ناهموار .. آسان نیست به هم رسیدن دو عاشق .. قرار هم نبوده آسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:23

آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟ عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ... --------------------------- پاییز اومده توی خیابون راه بری باد بپیچه لای موهات خنکیش بزنه به صورتت اما تو قلبت گرم باشه، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:23

چقدر زیباست ، کسی را دوست بداری، نه برای نیاز نه از روی اجبار و نه از روی تنهایی فقط برای اینکه "ارزش دوست داشتن" دارد!!❤️ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:50

 یه روز عاااااالی ...وقتی  عصر، مثل بچگی هام، دست تو دستای گرم و مهربونِ مادرم گذاشتم و خیابونای پراز برف شهر رو با هم قدم زدیم و گفتیم و خندیدیم و برف بازی کردیم...وقتی غروب، دوباره با بچه ها زدیم بیرون، رو زمین دراز کشیدیم و پروانه درست کردیم و بعد هم کلی گوله برفی و یه جنگ برفی حساااااااابی...!!! کلییییییی شادی و خنده.....وقتی ۱۲ شب، با همسرجان توو خیابونا زیر بارش برف قدم زدیم و دستای همو سفت چسبیدیم تا سُر نخوریم!!!خوشبختی یعنی همهی اینا.... خدا جونم شکررررررت...*********************************************۴۰ دقیقه بامداد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار امینی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:50

خسته ام از تمام گريستن ها اما هنوز نشاني از آفتاب نيست نمي دانم بايد نفرين كنم يا دعا مي ترسم تو را آنجا بيابم كه همه گويند ، رفته اي پرواز پروانه ها بي شك نشانه ي حسرت است در من و مرگ حقايق تنها وعده هاي بي پايان را فرياد مي زنند....... مي خواهم بي درنگ به من بگويي كه ؛ آزادم از دوست داشتنت دوست داشتني يادآور ملال و سردي قرار بود به رنگ بهار باشي به رنگ خوشبختي و دسته گلي به طرح دل بايد چه بنويسم و چطور ... ؟ ماه در سكوت خفته آسمان از ستاره تهي كوچه در آرامش ابدي و نمي رسد پاسخي از آن سوي تاريكي جزء خستگي هيچ نمانده برايم بايد آزاد باشم از دوست داشتنت چاره اين است .........ادامه مطلب

برچسب: پرواز,پروانه, نویسنده: بهار امینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:28

چه خوب است سرخوش و بی دغدغه دویدن در هوای سرد

بی تفاوتی به آدمهایی که با نگاههایی پرسشگر و ... مینگرندت

چه خوب است از ته دل خندیدن

وخواهری مهربان و همراه داشتن

و

در آخر و مهمتر از همه

چه خوب است

حس کودکی را تجربه کردن...

برچسب: حس کودکی,حس خوب کودکی,شعر حس کودکی, نویسنده: بهار امینی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 8:06

باسکوتت به ترکت اجبارم کردی و به گمانت در کوله بارم شادی میگزاری اما من با چشمهای خودم دیدم که تنها چیزی که در کولهام جای گرفت درد و بغضِ دوری از تو بود.

بغض هایی که حال چارقدشان را به باد میدهم و آنها هم حجب وحیایم را به بازی میگیرند...

کاش انقدر مغرور نبودی و

کاش

انقدر ساکت....

برچسب: من ساکتم مغرور نیستم, نویسنده: بهار امینی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 8:06

بیدارشدن با صدای موسیقی قطرات بارون که به پنجره اتاقت میکوبن واقعا لذت بخشه...

با همه خستگی که از خونه تکونی این روزا توو تنم بود از دلم نیومد این لذت و زیبایی رو از دست بدم!

نشستن توو بالکن با یه فنجون چای داغ توو این سرما و حس کردن قطرات بارون رو صورت و شکر خدا برای همه نعمتهای بینهایتش...

برچسب: بارون بارونه,بارون درخت نشین,بارون اگر بباره,بارون بارونه متن,بارون هواتو داره,بارون میباره آروم,بارون میاد جرجر,بارون نم نم,بارون سوبتي,بارون داره هدر میشه, نویسنده: بهار امینی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 7:56

صفحه بندی